یادداشت های یک نسل سومی
فقط کسانی وارد شوند ، که درد و دل های یک نسل سومی برایشان مهم است !
دوباره آستین ها را بالا میزنیم و مددی میجویم از او بلکه این بار پربارتر در خدمتتون باشیم .
این هم برای برکت جستن :
امام رضا (ع) :
به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم
خشم نگیرید.
بحارالانوار، ج78 ، ص 347
عرض کنم خدمتتون که شکر خدا مشکل ما هم حل شد :)
دعا میکنم نه برای من و نه برای هیچ کس دیگه ای از این نوع مشکلات پیش نیاد ...
در ضمن ، من به همه شما یه تشکر بدهکارم .
هم واسه خاطر اینکه دعا کردین و هم به این علت که سر میزدین و شاهد کم کاری های بنده بودین . (اسمایلی آب شدن تو زمین)
ایشالا در آینده ای نزدیک شاهد یه پست خواهید بود .
موضوعش هم در رابطه با فرهنگستان زبان فارسی و ... هستش .
یه سفر هم در پیش دارم ایشالا ، دعا کنین جور بشه :)
بچه ها عذر منو بپذیرید ، خیلی وقته یه مطلب ثبت موقت دارم ، ولی اصلا دست و دلم به نوشتن و تکمیلش نمیره ، انگار تمام ماهیچه های بدنم کرخ شدن .
فقط اومدم بگم دلیل آپدیت نکردنم رو بی معرفتی و کم اهمیت دونستن وقت گرانبهاتون که به این وبلاگ سر میزنید ندونید ، موضوع یه سری مسائلیست که برام پیش اومده .
فقط عاجزانه تقاضای التماس دعای خالصانه برای حل مشکلم ازتون دارم .
امروز میخوام راجع به یه رفتار و اخلاق حرف بزنم که به نظر من ریشه
خیلی از مشکلات در برخورد های اجتماعیه . البته با توجه به موضوع پست ،
میتونید حدس بزنید .
عقل کل : پس بذار حدس بزنم . تو جیب جا میشه ؟
آخه .... ، بر شیطون لعنت .
بذار خودم بگم بابا ، موضوع این پست ، بررسی اجمالی پدیده ای با عنوان " مخالفت " است . حال میتواند مخالفت با عقاید باشد میتواند مخالفت با انجام کاری باشد ، یا حتی مخالفت با رفتار های کسی .
این مخالف قصه ما ، هزار و یک نوع دارد . ما میخواهیم چند نوعش را بررسی کنیم ؛
نوع یک - در این نوع مخالفت کلا طرف مخالفه ، یعنی بگی ماست سفیده میگه نه ، بگی پس سیاهه دیگه بازم میگه نه ؛ بگی زمین گرده میگه نه !
گاهی علت این امر این است که افراد دچار عقده هایی قدیمی هستند که میخواهند به نوعی آنها را جبران کنند ، یا شاید عده ای از نوعی بیماریه روانی رنج ببرند ، ولی به نظر من تعداد زیادی از این موجودات میخواهد خودشان را در جمع مطرح کنند .
در اینجاست که خون افراد مقابل به نقطه ی جوشش نزدیک میشود ، و همه به نوعی سعی میکنند با دندان هایشان طعم خرخره طرف را بچشند .
عقل کل : چه خشن 
توصیه من این است که تا حد امکان با این افراد مدارا کنید ولی شاید وقتی از حد بگذره ، به شخصه ، تره هم واسه عقیده این افراد خرد نکنم !
نوع دو - افرادی که مخالفت میکنند ولی اصلا بر تصمیم خود استوار نیستند . این افراد در ابتدا وقتی میبینند چیزی بر خلاف نظر و تصمیم آنهاست به مخالفت با آن میپردازند ولی به راحتی و تحت شرایط جوی ، به سرعت تصمیم خود را عوض میکنند ، حتی گزارش شده در این زمینه رکورد هایی هم ثبت شده است . البته جمعیت این دسته خیلی زیاد است ، و معترفم که خودم هم گاهی به این دسته نقل مکان میکنم ، شاید خیلی از مواقع !!
به نظر من راه حل اینه که بشینی با خودت حرف بزنی . و دلایلت رو واسه خودت تشریح کنی .
عقل کل : یعنی رسما میگی بزنیم تو تریپ دیوانگی ؟
نه بابا ، بلانسبت شما !! ولی میتونی یواش با خودت حرف بزنی تا کسی نفهمه . بشین کلاه خودتو قاضی کن ، ببین اگه عقیده و نظرت منطقیه و دلایل محکمی روش داری ، تصمیم بگیر ازش محافظت کنی ، ولی اگه دیدی خیلی هم عاقلانه نیست و شاید ریشه در تعصباتت داره ، شجاعت به خرج بده و مثه یه مرد (خانم ها هم به همچنین) تصمیمت رو عوض کن و اگر هم قبلاً عنوان کرده بودیش ، بیا بگو اشتباه کردم .
نوع سوم - این افراد خیلی کار درستند
.
اینا قبلا با خودشون خلوت کرده اند و کاملا بر خودشون روشن شده که عقایدشون محکم و عقلانیه و در ضمن سعی میکنند دیگران را تا حد امکان ( حداکثر پنجه بکس ) متقاعد کنند . البته شباهت این نوع با نوع یک اینه که هردو بر عقیده ی خودشون ایستاده اند ولی تفاوتشون اینه که ، اولا در نوع سوم همیشه پایه و اساس منطقیه و ثانیاً همون طور که که بالا هم گفتم ، وقتی از راه منطق و عقل بهش ثابت میشه که اشتباه کرده ، می یاد مثه یه بچه گل قبول میکنه .
حالا میخوام بدونم شما ها چقدر با این افراد برخورد داشتین و عکس العمل و احیاناً روش پیشنهادی شما برای برخورد با این افراد چیه ؟
نمیدونم دیدگاهتون راجع به غزه و سیاست و اسرائیل و دین و غیره چیه ؛ ولی میخوام که چند دقیقه از وقتتون رو در اختیار من بذارید .
قبول دارین که جنگ اخیر ، یا بهتر بگیم مقاومت اخیر! نابرابر بود ؟
قبول دارین که آمار مجروحین و کشته های طرفین قابل مقایسه نبودند ؟
قبول دارین که خیلی از مجروحین و کشته های غزه رو خردسالان و زنان تشکیل میدادند ؟
قبول دارین که تکنولوژی سلاح های مورد استفاده توسط طرفین قابل قیاس نبودند ؟
قبول دارین که قدرت های حامی اسرائیل و غزه قابل سنجش نیستند ؟
....
میدونید ؟ هرچی بگم ، بازم کم گفتم .
حالا بیایین کلاهمون رو قاضی کنیم ! نمیشه با توجه به عبارات بالا اینو یه پیروزی واسه مقاومت غزه دونست؟
به قول یه فرمانده آمریکایی در طی یکی از جنگ ها (دقیقا نمیدونم کدوم یکی ) ؛ در جنگ بین یک دولت و یک گروه چریکی ، هر نتیجه ای جز پیروزی برای دولت مذکور به منزله ی شکست خواهد بود.
واسه همین میگم این جنگ با پیروزی غزه تموم شد .
این جنگی که شاید هیچ کدوم از غزه ای ها ازش در امان نبودند ، جنگی با بمب های عجیب که احتمالا حالا باید منتظر اخباری مبنی بر مجروح شدن و یا کشته شدن ساکنین غزه در اثر فعال شدن بمب های عمل نکرده اش باشیم . جنگی که آثار تخریبش حالا حالا ها گریبان غزه را خواهد فشرد و خون های ریخته شده ای که هیچ وقت از دستان اسرائیل پاک نخواهد شد .
امروز میخوام سنت شکنی بکنم ، البته سنت شکنی که چه عرض کنم ، میشه گفت
میخوام یه خرده کار جدید بکنم . اگه به اسم وبلاگ دقت کرده باشین ،
میبینین نوشته یادداشت های
یک نسل سومی ؛ پس دلیل نمیشه فقط دردودل باشه و بس ! ایندفعه میخوام یه
خورده اطلاعات عمومیتون رو شارژ کنم . این شما و این هم پدیده ای به
نام " آشناپنداری " .
حالا اصلا میخوایین واسه شروع بگم این آشناپنداری چه صیغه ایه ؟
عقل کل : یعنی میخوای بگی یه چیز تو مایه های صیغه محرمیت و موقت و این حرفاس ؟ 
واقعا میخوام بدونم تو چطور به این نتیجه رسیدی ، میخوام بدونم چی تو مخت میگذره که هی وقت و بی وقت باید شاهد ثمره ی این فسفر سوزی هات باشیم !
خوب ، بیخیال . داشتم میگفتم ، آشناپنداری به حالتی گفته میشود که فرد
، با دیدن صحنه یا رخ دادن اتفاقی احساس میکند که قبلا هم شاهدش بوده یا در
گذشته با آن اتفاق مواجه شده .
میتونم بگم حتماً اکثر شما با این مورد مواجه شدین ، بعضی وقتا اعصاب آدم رو داغون میکنه ، بعضی وقتا عجیبه ، بعضی وقتها هم لذت بخشه .بستگی داره تو چه وضعیتی باشیم !
حالا که با اصل موضوع آشنا شدین ، میخوام یه خورده علمی تر توضیحش بدم :
اول از همه بگم که اصطلاح خارجکیه این پدیده " Deja Vu " هستش .
عقل کل : فرانسویه ؟ 
نه بابا ، مثه اینکه اون کاور رو از رو مغزت کشیدی ، ایول ،
ایول . آره همونطور که عقل کل گفت این واژه اصالتاً فرانسویه . جالبه با
هم نظریه پروفسور سوزومو تونگاوا که برنده نوبل پزشکی در سال ۱۹۸۷ هم هستن رو بخونیم ؛ ایشون میفرمایند :
"قلب مغز انسان فضایی با عنوان هیپوکمپوس است که در حقیقت نوعی ماشین حساب ، تجسم کننده و بررسی کننده اطلاعات مربوط به حافظهاست. این فضا، از مکانهایی که انسان مشاهده میکند و تجربیاتی را که کسب میکند نقشه برداری کرده و برای استفاده در آینده آرشیو میکند. اما هنگامی که دو تجربه بسیار شبیه به هم آغاز میشوند، این نقشههای ذهنی به روشهای مختلفی تعبیر و بازخوانی میشوند" 1
البته من دوست دارم تعریفی ماورائی تر واسه این پدیده وجود
داشته باشه ، به شخصه نمیتونم از کنار این مساله به همین راحتی رد بشم ،
تمام نظریه ها و فرضیه ها امکان نقض و رد شدن را دارند ، شاید این اتفاق
واسه این نظریه هم رخ بده . 
عقل کل :ایشالا!!!
واسه توضیح کامل تر ، باید عرض کنم به نظر آقای ب آرتور فانکهوزر ۳ نوع اصلی از "دژا وو" وجود دارد 2 :
1- Deja Vecu یا (‘already experienced’ or ‘already lived through’)
یعنی قبلا تجربه اش کردیم یا قبلا زندگیش کردیم
2- Deja Senti یا (‘already felt’)
یعنی قبلا حسش کردیم
3- Deja Visite یا (‘already visited’)
یعنی قبلا دیدیمش
فکر میکنم تقریبا همین عنوان ها مبین اصل موضوع باشن ولی اگه توضیحات کاملتر خواستین به این مقاله انگلیسی یه سری بزنید .
عقل کل : کمک خواستین در خدمتم .
خوب دیگه ، فکر کنم به عنوان نتیجه نهایی ، وقتی دیدین یکی با هیجان میگه : من این صحنه رو قبلا یه جایی دیدممممممم ، رسالت شما این است که بادی به غبغب انداخته و مثه پتک به سرش بکوبین که : ای نادان اسم این "دجا وو " یه ، و بعد هم تا چند ماهی این خاطره رو جلوی جمع بهش یاداوری کنید !!
(شما کی هستید ؟ ، این لباسای سفید چیه تنم میکنید ؟ چرا آستیناش برعکسه ؟ این تسمه ها چیه ؟ کمکککککککک )
عقل کل : میام ملاقاتت ، فقط قول بده زود خوب شی !!
یا حق
جان عزیزانتان اگه میخوایین کپی کنید منبع رو فراموش نکنید !
-------------------
اینم منابع و پی نوشت های این مقالک :
1 - سلامت نیوز
2 - mental help
ویکی پدیا
واسه اطلاعات کاملتر میتونید یه سر به اینجا(انگلیسی) و اینجا(فارسی) بزنید .
سلام ، سلام
امروز خیلی خوشحالم ، انشاءالله سر یه فرصت ، قشنگ توضیح میدم که دلیلش چیه ! ولی علت اینکه این پست رو می نویسم خوشحالیه مربوط به اون عامل نیست ! بلکه مربوط به خبریه که در حال وبگردی امروز خوندم !
عقل کل : وبگردی یه چیز تو مایه های ولگردیه ؟!!
آره عزیزم ، همونه ولی یه جور مدرنتر و کارامد تر !!
خلاصه داشتم عرض میکردم ، امروز داشتم همون وبگردی یا به قول عقل کل ، ولگردیه روزانمو انجام میدادم که یهو به یه لینک جالب در بالاترین بر خوردم . تیترش هم این بود :
مارو میگی مثه این بیجنبه ها زود رفتیم ببینیم اوضاع از چه قراره 
دیدیم بله ه ه ه ه ، اینبار واقعا ً یه حرکت اساسی و فوق العاده زیبا انجام شده ، حرکتی که منو اونقدر به وجد آورد که مجبور شدم واسه تخلیه ی نسبیش این پست رو بزنم !! 
عقل کل : بابا دیگه شورشو در آوردی ، روی هرچی بیجنبه س رو کم کردی ؟!!
بذار همه ی خبر رو بگم بعد خودت قضاوت کن ؛ خوب ... دیدم اونجا نوشته دو شرط به بند های عقدنامه ها اضافه شده ، در واقع فکر کنم قبلا بوده ولی جدیدا ً تصمیم به چاپ اونها در عقدنامه ها گرفتن ، این دو بند هم به شرح زیره :
1-«مهریه به صورت عندالمطالبه میباشد»
2-«مهریه به صورت عندالاستطاعه میباشد»
خوب ما با گزینه ی اول که کار نداریم ، همیشه به همین صورت بوده ، اما گزینه ی دوم . میدونید این یعنی چی ؟!!
عقل کل : یعنی وقتی برو خواستگاری که عنده استطاعت و پولداری باشی ، یعنی همون آخر بچه مایه دار !
واقعا اینطور فکر میکنی ؟ 
عقل کل : حالا چرا اینجوری نگاه میکنی ، خوب خودت بگو !
یعنی ؛ اگه طرف توانایی پرداخت مهریه رو داشت باید بپردازه و دیگه از این به بعد بنده خدا واسه نداشتن مهریه نره زندان .
میدونید یعنی چی ؟ یعنی اگه از این به بعد خانم های عزیز در زمان عقد این گزینه رو انتخاب کنن ، دیگه شوهره بعدا به هر دلیلی که عواقبش پرداخت مهریه س! ، مجبور به آب خنک خوردن نمیشه و خوب اینجوری از گسترش فساد و جرم در جامعه جلوگیری میکنن ؛ آخه میدونید چیه ، تا جایی که من اطلاع دارم ، به دلیل کمبود جا ، خیلی از زندان های ما فقط بر اساس سن دسته بندی میشه . این یعنی اون آقای چشم و گوش بسته و مظلوم که پول نداشته تا مهریه رو بده
، حالا باید صبحانش رو با یه قاتل یا متجاوز و یا قاچاقچی میل کنه ، و از صبح تا شب با این افراد سبیل در سبیل کنار هم بشینن ! 
خوب دیگه مشخصه طرف وقتی بیاد بیرون احتمالش زیاد نیست مثه اون آدم قبلی باشه !
راستی بانوان عزیز ، فکر نکنید اینجوری پولتون هاپولی میشه و از این به بعد همسران گرامیتان میتونند با خیالی راحت اقدام به دو شلواره شدن و متعاقبا "....." بنمایند !! ( این شوخی بود ها ، باز فکر بد به کلتون نزنه ، مطمئناً یه زندگی سالم هیچ وقت به جاده خاکی نمیره ) بلکه وقتی این گزینه رو انتخاب کنید ، میتونید بهش فرصت بدین کار کنه تا پولتون رو بده ، اینجوری هم به پولتون میرسید هم میتونید از اون مشکلات ثانویه ای که در اثر زندان رفتن پیش می یاد جلوگیری کنید . حالا از تمام خانم های گرامی ای که این پست رو میخونن تقاضا دارم رو این مساله به طور اساسی فکر کنن و نظرشون رو بدور از هرگونه عامل خارجی موثر در مساله در قسمت نظران بیان کنن .
عقل کل : راست میگی ، حالا که دارم عمیق تر فکر میکنم می بینم جا واسه بیشتر خوشحال تر شدن هم داشت . 
راستی ایشالا از این به بعد میخوام اقدام به نقد بعضی از اخبار هم بکنم ، چون دیگه کفگیرم داره کم کم به ته دیگ میخوره ، شما هم اگه چیزی به دستتون رسید یا موضوع و خبری به گوشتون خورد ، منو بی خبر نذارین ، ممنون.
اینم لینک خبر : اضافه شدن دو شرط به دفترچههاي ازدواج
منبع خبر : بالاترین
یا حق
دوباره سلام ، ولی میدونم ، چه سلامی چه علیکی ؛ بازم میدونم خودم ، همون بهتر که زبون به کام بگیرم .
عقل کل : آخه یکی نیست به این سینا بگه ، مردک ، تو نونت نبود ، آبت نبود ، خوب پس چرا این قدر دیر به دیر آپ میکنی ؟
آره حق با توئه ولی مشکل نون و آب نیست ، مشکل یکی دو تا نیست ؛ ولی بازم به خواننده ها حق میدم هر چی بگن حق دارن! ولی یه چیزی بگم تو پاورقی ، من سعی کردم با به روز نگه داشتن نسبی لینکدونی یه جورایی بگم من هستم ، اما حرفم نمیاد یا وقتشو ندارم . ولی خوب این بار شد و حالا هم در خدمتتون هستم ،هر چند که شنبه میان ترم الکترونیک دارم در حالی که نصف هم نشده !!
خوب ، این بار میخوام راجع به موضوعی بسیار حساس و مهم حرف بزنم ، موضوعی که تقریباْ همه ی ما بلا استثناء باهاش درگیریم ،موضوعی که تقریبا تمام مشکلات جوامع از اون سرچشمه میگیره ، موضوعی که هر کس با هر دین و ملیتی دچارشه و فرقی هم بین مسلمون و غیر مسلمون نمیکنه ، و همینطور بین ایرانی و آمریکاییش !
عقل کل : بین ایرانی و انگلیسی چطور ؟
. میخوام راجع به اعتقاد حرف بزنم ، اعتقاد به چیزی که میگیم ، اعتقاد به اون چیزی که نشون میدیم هستیم ولی نیستیم یعنی به بیان ساده تر ، راجع به عملی که مطابق با اعتقاد و گفتارمون نیست . فرقی هم نمیکنه که به کدوم دین و آئین معتقد باشیم و یا چه اصولی از اخلاق رو رعایت کنیم . اعتقاد همیشه همراه انسانه حتی واسه اون قبیله نشین ، وسط آمازون .
عقل کل : خوب اون بنده خدا آمازونیه چه اعتقاداتی میتونه داشته باشه ؟
همین که به مال دیگران دستبرد نزنه و یا با بقیه مهربون باشه و سعی کنه صلح رو حفظ کنه ؛ میشه اعتقاد .
حالا مشکل از جایی شروع میشه که ما مخالف اعتقادمون عمل کنیم . البته چون مجالی واسه بحث طولانی نیس از بحث راجع به غیر اسلام فاکتور میگیرم هر چند که اکثر مثال ها قابل تعمیم برای غیر مسلمونا هم هست . در ضمن به عقیده ی من این مشکل بیشتر گریبانگیر ما مسلموناس ، مایی که معتقدیم کاملترین دین رو داریم (که مطمئناًداریم ) .
واسه مثال ، اگه یه مسلمون بخواد واقعا به دینش و در واقع اعتقادش عمل کنه ، هیچ وقت نمیاد جلوی پارکینگ مردم پارک کنه چون تو دینش احترام به حقوق دیگران از مهمترین وظایفش شمرده شده ، هیچ کس آشغال تو خیابون نمیریزه چون تو دینش به حفظ نظافت توصیه شده و همین طور دوباره بحث احترام به حقوق دیگران مطرح میشود . هیچ کس از مالیات در نمیره ، هیچ کس ربا نمیخوره ، هیچ کس اسراف نمیکنه ، هیچ کس خلاف نمیکنه و هیچ کس دروغ نمیگه .
عقل کل : بابا دروغ که کلی حال میده ، اصلا زندگی بدون دروغ مثه آش بدون کشکه !!
یعنی چی حال میده !!! اینکه بتونی با دروغ از زیر بار مسوولیت دربری ؟ اینکه بتونی با دروغ کارتو راه بندازی در حالی که حقی از کسی ضایع میکنی ؟ البته قبول دارم که همه مثه آب خوردن در روز کیلو کیلو دروغ تحویل هم میدیم ولی نکته ی جالب اینجاس مایی که این قدر دروغ میگیم ، اصلا و ابدا دوست نداریم کسی بهمون دروغ بگه و از دروغگو متنفریم !!! حالا چرا ؟
عقل کل : اینجاست که میگن واسه اصلاح خودت باید از بقیه شروع کنی ؟
برعکس گفتی بابا ! درستش اینه ؛ برای اصلاح بقیه باید از خودت شروع کنی !
خلاصه ، به نظر من از بدترین چیزها همین عمل نکردن به دین و اعتقاده که مطمئناً اگه دین رو تو زندگیمون جاری کنیم دیگه اثری از مشکلات مذکور نخواهد بود .
خوب حالا یه توصیه برادرانه واسه کسانی که ادعای مسلمونی دارن ولی رفتاراشون مسلمانانه نیست و با اعمالشون چهره ی دین رو لکه دار میکنن ، بیا برادر ، یا اسلامو ببوس بذار لب تاقچه یا سعی کن اسلام رو زندگی کنی . البته متاسفانه بعضی رفتارهای خودم هم مطابق با اعتقاداتم نیس ولی خوب باید تلاشم رو برای رفع نواقص رفتاریم بکنیم . اصلا اساس زندگی یعنی همین . رشد به سوی کمال . در پایان توصیه میکنم به نوشته ی دوست خوبم یاسر در وبلاگ رسانه بهار که نشانه های مومن رو نام برده مراجعه کنید ، اینم لینک .
پس پیش به سوی کمال .
عقل کل : وایسا وایسا منم اومدم ...
توصیه می کنم به پست پایینی ، موسوم به "لینکدونی" هم یه سری بزنید ، فکر میکنم لذت ببرید .
سلام بچه ها ، فقط اومدم یه درخواست از شما بکنم ، یه التماس دعای اساسی . این ترم ، معدل من خیلی خیلی مهم شده ، اگه از یه حدی بالاتر بره ، سرنوشت من به معنای واقعی کلمه عوض میشه ؛ حالا ازتون خواهش میکنم یه دعای اساسی و با حضور قلب واسه موفقیت من بکنید ، ممنونتون میشم .
یا حق

